مشاهده (Observation)
چیزی که مستقیماً دیده، شنیده، اندازهگیری یا ثبت شده است؛ بدون اینکه نتیجهگیری درباره علت یا معنای آن به خود مشاهده اضافه شود. مشاهده نیز الزاماً حقیقت کامل یا قطعی نیست و ممکن است ناقص یا نیازمند بررسی بیشتر باشد.
Menorad OS برای پرکردن چند فرم پشتسرهم ساخته نشده است. هر مرحله از محصول بخشی از یک چرخه منسجم است که یک مسئله را از لحظه تعریف تا تصمیم، اقدام، مشاهده نتیجه و یادگیری دنبال میکند.
این چرخه به مجموعهای از پرسشهای متصل پاسخ میدهد:
مسئلهای که باید به آن رسیدگی کنیم چیست؟
چه اطلاعاتی درباره آن داریم؟
با توجه به این اطلاعات، مسئله را چگونه میفهمیم؟
چه تصمیمی میگیریم و چرا؟
این تصمیم چگونه به اقدام تبدیل میشود؟
پس از اقدام چه اتفاقی افتاد؟
و این تجربه چه چیزی به فهم بعدی ما اضافه میکند؟
کاربر این مسیر را در هفت مرحله روشن و مرحلهبهمرحله طی میکند؛ در حالی که Menorad OS در پشت این تجربه، مرز میان اطلاعات، تحلیل، فرمولبندی، تصمیم انسانی، اقدام، پیامد و یادگیری را حفظ میکند.
در ادامه این صفحه، هر مرحله را جداگانه بررسی میکنیم و نشان میدهیم AI در کجا میتواند به تحلیل کمک کند، کجا بررسی یا پذیرش انسانی لازم است و چگونه ارتباط میان مراحل برای بازبینی بعدی حفظ میشود.
کاربر Menorad OS مسیر مسئله تا یادگیری را در هفت مرحله اصلی طی میکند:
مشخص میکنیم مسئله اصلی چیست و قرار است در چه محدودهای به آن رسیدگی شود.
آنچه مشاهده شده، روایت شده، تفسیر شده یا هنوز در حد فرضیه است، بهصورت ساختاریافته وارد پرونده میشود.
اطلاعات کنار یکدیگر قرار میگیرند تا تعارضها، خلأها، روابط و فرضهای مهم دیده شوند و فرمولبندی قابلبررسی از مسئله شکل بگیرد.
بر مبنای فهم شکلگرفته، انسان تصمیم را ثبت میکند و منطق آن را روشن نگه میدارد.
تصمیم به اقدامهای مشخص، مسئولیت و مسیر اجرا متصل میشود.
پس از اجرا، آنچه در واقعیت رخ داده ثبت و با انتظارها و فرضهای پیشین مقایسه میشود.
نتیجه اجرا دوباره به فهم، فرضها و تصمیم قبلی بازگردانده میشود تا مشخص شود چه چیزی آموختهایم و چه چیزی باید در آینده بازنگری شود.
این هفت مرحله یک مسیر پیوستهاند، اما هرکدام معنای مستقل خود را حفظ میکنند. سادهشدن تجربه کاربر به معنی یکیشدن مفاهیم زیرساختی یا حذف مرز میان اطلاعات، فهم، تصمیم، اقدام و واقعیت پس از اجرا نیست.
در تجربه مرحلهبهمرحله، کاربر باید بتواند ببیند چه بخشهایی را طی کرده، اکنون در کدام مرحله قرار دارد و چه چیزی هنوز باقی مانده است.
Cycle Trace نیز این ارتباط را در سراسر چرخه قابل مشاهده نگه میدارد؛ اما یک مرحله هشتم نیست و کاربر لازم نیست آن را بهعنوان فعالیت جداگانه تکمیل کند.
Menorad OS کار را از راهحل آغاز نمیکند؛ از روشنکردن مسئلهای آغاز میکند که قرار است فهمیده شود و درباره آن تصمیم گرفته شود.
کاربر ابتدا مسئله اصلی را به زبان روشن ثبت میکند. در نسخه فعلی محصول، هر پرونده دقیقاً حول یک مسئله اصلی شکل میگیرد تا مسیر فهم، تصمیم، اقدام و یادگیری بر یک موضوع مشخص متمرکز بماند.
در معماری محصول، «مسئله» و «پرونده» یک چیز نیستند.
مسئله (Issue) موضوعی است که باید فهمیده، تحلیل و درباره آن تصمیمگیری شود.
پرونده (Case) فضای سازمانیافتهای است که رسیدگی به آن مسئله را نگه میدارد؛ زمینه، محدوده رسیدگی و اجزایی که در ادامه چرخه به مسئله متصل میشوند، در این چارچوب سازمان پیدا میکنند.
این تفکیک مهم است، چون مسئله نباید با ظرفی که فرایند رسیدگی را نگه میدارد اشتباه گرفته شود. در عین حال، کاربر نباید برای استفاده از محصول مجبور باشد این معماری داخلی را مدیریت کند. تجربه کاربری، تعریف مسئله و شکلگیری پرونده را در یک مسیر پیوسته و قابلفهم پیش میبرد؛ در حالی که Menorad OS در پشت صحنه مرز دقیق میان این دو را حفظ میکند.
در پایان این مرحله باید روشن باشد: دقیقاً به چه مسئلهای رسیدگی میکنیم و حدود این رسیدگی چیست؟
از این نقطه، مرحله اطلاعات آغاز میشود؛ یعنی جمعآوری و تفکیک آنچه برای فهم همین مسئله لازم است.
پس از روشنشدن مسئله و محدوده پرونده، Menorad OS بهجای حرکت مستقیم به سمت تحلیل یا راهحل، ابتدا مشخص میکند واقعاً چه اطلاعاتی درباره مسئله در اختیار داریم و هر بخش از این اطلاعات چه ماهیتی دارد.
در این مرحله، چهار نوع اطلاعات از یکدیگر متمایز میمانند:
چیزی که مستقیماً دیده، شنیده، اندازهگیری یا ثبت شده است؛ بدون اینکه نتیجهگیری درباره علت یا معنای آن به خود مشاهده اضافه شود. مشاهده نیز الزاماً حقیقت کامل یا قطعی نیست و ممکن است ناقص یا نیازمند بررسی بیشتر باشد.
توضیحی که یک فرد یا گروه درباره وضعیت ارائه میکند. روایت میتواند برای فهم مسئله بسیار مهم باشد، اما با مشاهده مستقیم یکسان نیست.
برداشتی است که درباره معنا، اهمیت یا ارتباط اطلاعات شکل گرفته است. تفسیر کمک میکند معنا ساخته شود، اما نباید بدون بررسی بهعنوان واقعیت ثبت شود.
یک توضیح محتمل درباره مسئله است که هنوز باید در برابر اطلاعات، شواهد و توضیحهای رقیب بررسی شود.
این تفکیک برای بیاعتبارکردن روایت، تفسیر یا فرضیه نیست؛ هدف این است که هر اطلاعاتی با ماهیت واقعی خودش وارد مسیر فهم شود و یک برداشت، صرفاً با تکرار یا اطمینان بیشتر، به واقعیت تبدیل نشود.
AI میتواند در این مرحله به سازماندهی اطلاعات، یافتن تعارضها و خلأها و پیشنهاد فرضیههای قابلبررسی کمک کند؛ اما نباید اطلاعات منبع را بازنویسی کند یا روایت، تفسیر و فرضیه را به واقعیت رسمی تبدیل کند.
پیش از ورود به مرحله «فهم مسئله»، یک مرور انجام میشود تا روشن باشد اطلاعات لازم تا چه حد جمعآوری شدهاند، انواع اطلاعات از یکدیگر تفکیک ماندهاند و چه تعارضها یا خلأهایی هنوز نیازمند توجهاند.
هدف این مرحله جمعکردن بیشترین حجم اطلاعات نیست؛ ساختن مبنایی روشن، منظم و قابلبررسی برای فهم مسئله است.
داشتن اطلاعات، بهخودیخود به معنی فهمیدن مسئله نیست. در این مرحله، اطلاعات ثبتشده در ارتباط با یکدیگر بررسی میشوند تا روابط، تعارضها، خلأها، فرضها و توضیحهای رقیب روشنتر شوند.
هدف، رسیدن به فرمولبندی (Formulation) است؛ یعنی بیان صریح و قابلنقدی از این پرسش:
«با توجه به آنچه اکنون میدانیم، مسئله را چگونه میفهمیم؟»
فرمولبندی صرفاً خلاصهکردن اطلاعات قبلی نیست. باید نشان دهد فهم فعلی مسئله بر چه مبنایی شکل گرفته، چه فرضهایی در آن وجود دارد و کجا هنوز ابهام یا عدمقطعیت باقی مانده است.
این مسیر میتواند کاملاً انسانی طی شود. در مسیر مبتنی بر AI نیز، سیستم میتواند اطلاعات را تحلیل کند، تناقضها و فرضیههای رقیب را برجسته سازد و یک فرمولبندی پیشنهادی (AI Candidate) ایجاد یا نقد کند.
اما خروجی AI هنوز فرمولبندی رسمی پرونده نیست.
ابتدا بازبینی انسانی (Human Review) انجام میشود تا خروجی بررسی و ارزیابی شود. بازبینی مثبت نیز بهتنهایی آن را رسمی نمیکند. فقط با پذیرش انسانی (Human Adoption) است که محتوای پذیرفتهشده میتواند وارد فرمولبندی رسمی (Authoritative Formulation) شود.
این مرز باعث میشود پیشنهاد AI، ارزیابی انسان و معنای رسمی پرونده با یکدیگر مخلوط نشوند.
پیش از ورود به تصمیم، یک مرور دیگر انجام میشود: فرمولبندی رسمی، اطلاعاتی که بر آن تکیه دارد، فرضها و عدمقطعیتهای مهم دوباره دیده میشوند تا مبنای تصمیم برای انسان روشن باشد.
در پایان این مرحله، سازمان هنوز تصمیم نگرفته است؛ اما باید بتواند بهروشنی بگوید مسئله را اکنون چگونه میفهمد و این فهم بر چه مبنایی شکل گرفته است.
پس از آنکه فرمولبندی رسمی مسئله شکل گرفت و مبنای آن مرور شد، Menorad OS وارد مرحله تصمیم میشود.
تصمیم در این سیستم یک پاسخ تولیدشده توسط نرمافزار نیست. انسانِ دارای اختیار، مشخص میکند چه تصمیمی گرفته میشود و چرا؛ و این تصمیم در ارتباط با همان فهمی ثبت میشود که در مراحل قبل شکل گرفته است.
AI میتواند پیش از تصمیم، میدان بررسی را گستردهتر کند: گزینههای متفاوت را پیشنهاد دهد، پیامدهای احتمالی و ریسکها را مطرح کند، Trade-offها را آشکار سازد، سناریوهای مختلف را بررسی کند یا منطق یک گزینه را به چالش بکشد.
اما این تحلیلها جای تصمیم را نمیگیرند. AI نمیتواند تصمیم نهایی را بهجای انسان ثبت، تصویب یا معتبر کند.
ثبت تصمیم باید بهاندازهای روشن باشد که بعداً بتوان دید چه تصمیمی، در چه زمانی، بر چه مبنایی و با چه منطقی گرفته شده است. این ارتباط، تصمیم را از یک نتیجه جداافتاده به بخشی قابلردیابی از مسیر مسئله تبدیل میکند.
مسئولیت نیز همراه با اختیار باقی میماند؛ استفاده از AI مسئولیت تصمیم را از انسان یا سازمان منتقل نمیکند.
در پایان این مرحله، یک تصمیم انسانی و قابلردیابی وجود دارد که میتواند در مرحله بعد به اقدام تبدیل شود.
یک تصمیم زمانی وارد واقعیت سازمان میشود که روشن باشد چه کاری باید انجام شود و مسئولیت اجرای آن با چه کسی است.
در این مرحله، Menorad OS تصمیم انسانی ثبتشده را به برنامه اقدام (Action Plan) متصل میکند. هدف این است که میان آنچه تصمیم گرفته شده و آنچه بعداً در عمل انجام میشود، گسست ایجاد نشود.
برنامه اقدام باید بهاندازهای روشن باشد که بتوان بعداً تشخیص داد چه اقدامی از آن تصمیم ناشی شده، مسئولیت آن کجا قرار داشته و هنگام بررسی پیامد، دقیقاً چه چیزی در عمل اجرا شده است.
نقش Menorad OS در این مرحله تبدیلشدن به یک ابزار عمومی مدیریت پروژه نیست. برنامه اقدام بخشی از همان چرخه مسئله است و ارزش آن در حفظ ارتباط میان فهم مسئله → تصمیم → اقدام → پیامد قرار دارد.
AI میتواند در تهیه پیشنویس برنامه اقدام کمک کند؛ برای مثال، اقدامهای ممکن را پیشنهاد دهد یا بخشهایی را که نیازمند روشنشدن بیشتر هستند برجسته کند. اما این خروجی همچنان یک پیشنهاد است.
فعالکردن برنامه اقدام در اختیار انسان باقی میماند. AI نمیتواند پیشنویس خود را بهصورت مستقل به برنامه اقدام رسمی و فعال تبدیل کند.
در پایان این مرحله، تصمیم دیگر فقط یک گزاره ثبتشده نیست؛ به مسیری برای عمل تبدیل شده است که همچنان به منطق و مبنای همان تصمیم متصل میماند.
پس از اجرای برنامه اقدام، Menorad OS به نتیجهای که انتظار داشتیم اکتفا نمیکند؛ باید ثبت شود در واقعیت چه اتفاقی افتاده است.
در این مرحله، پیامد (Outcome) آن چیزی است که پس از اقدام مشاهده و ثبت میشود. پیامد با هدف، انتظار یا تفسیر ما از نتیجه یکسان نیست.
ثبت روشن پیامد امکان میدهد بعداً آنچه واقعاً رخ داده با آنچه هنگام تصمیم و برنامه اقدام انتظار میرفت مقایسه شود. این مقایسه میتواند نشان دهد کجا میان انتظار و واقعیت فاصله وجود دارد و چه پرسشهایی نیازمند بررسی بیشترند.
AI میتواند در تحلیل این فاصله کمک کند؛ الگوها را برجسته سازد، تفاوت میان انتظار و نتیجه را بررسی کند و تبیینهای مختلف را برای بازبینی پیشنهاد دهد.
اما AI نمیتواند پیامدی را که رخ نداده بسازد، واقعیت ثبتشده را با تفسیر خود جایگزین کند یا بهتنهایی اعلام کند که یک تصمیم «موفق» یا «ناموفق» بوده است.
وجود ارتباط میان تصمیم، اقدام و پیامد نیز بهخودیخود رابطه علّی را اثبات نمیکند. این ارتباط برای بازبینی منظم مسیر حفظ میشود تا بتوان بررسی کرد چه چیزی رخ داده و چه چیزهایی هنوز نیازمند فهم بیشترند.
در پایان این مرحله، سازمان فقط نمیداند چه تصمیمی گرفته و چه اقدامی انجام داده است؛ اکنون واقعیتی از آنچه پس از اقدام رخ داده نیز در اختیار دارد.
این واقعیت، مبنای مرحله بعد است: یادگیری.
چرخه Menorad OS با ثبت پیامد تمام نمیشود. ارزش نهایی زمانی شکل میگیرد که سازمان بتواند از آنچه در واقعیت رخ داده، چیزی برای فهم و تصمیمهای بعدی بیاموزد.
در این مرحله، پیامد دوباره در ارتباط با مسیر قبلی دیده میشود: مسئله را چگونه فهمیدیم؟ چه فرضها و فرضیههایی داشتیم؟ چه تصمیمی گرفتیم؟ چه اقدامی انجام شد؟ چه انتظاری داشتیم و در عمل چه رخ داد؟
هدف این بازگشت، پیدا کردن یک توضیح ساده برای موفقیت یا شکست نیست. باید بتوان دید چه چیزی تأیید شد، چه چیزی با واقعیت سازگار نبود، کدام فرضها نیازمند بازنگریاند و چه پرسشهای تازهای ایجاد شدهاند.
AI میتواند این مسیر را برای بازبینی تحلیل کند و یک یادگیری پیشنهادی (Learning Candidate) ارائه دهد؛ برای مثال، تفاوت میان انتظار و پیامد را برجسته کند یا فرضهایی را که نیازمند بازنگریاند نشان دهد.
اما پیشنهاد AI بهخودیخود یادگیری رسمی سازمان نیست. آنچه قرار است بهعنوان آموخته این چرخه پذیرفته شود، نیازمند بررسی و پذیرش انسانی است.
همچنین، وجود ارتباط میان تصمیم، اقدام و پیامد به معنی اثبات علت نیست. یادگیری باید بر آنچه واقعاً میدانیم استوار بماند و عدمقطعیتها را پنهان نکند.
در پایان این مرحله، یک خلاصه نهایی امکان میدهد کل مسیر از مسئله تا یادگیری مرور شود. این خلاصه مرحله هشتمی ایجاد نمیکند؛ بلکه نشان میدهد چرخه چگونه بسته شده و چه چیزی از آن برای ادامه فهم باقی مانده است.
Menorad OS به تصمیم ختم نمیشود؛ نتیجه عمل را دوباره به فهم بازمیگرداند تا هر چرخه بتواند چیزی به چرخه بعدی اضافه کند.
نقش AI در Menorad OS به یک مرحله یا یک Chatbot جداگانه محدود نیست. هدف این است که در نقاط مختلف مسیر مسئله تا یادگیری، برای مأموریتهای مشخص به تحلیل انسان کمک کند.
AI میتواند با طرح پرسشهای روشنکننده، به دقیقترشدن مسئله و آشکارشدن ابهامهای اولیه کمک کند.
میتواند اطلاعات را تحلیل کند، تناقضها و خلأها را برجسته سازد و به حفظ توجه به مبنا، شواهد و عدمقطعیت کمک کند.
میتواند فرضیهها و فرضیههای رقیب پیشنهاد دهد، پیشنویس فرمولبندی ایجاد کند و خود فرمولبندی را از نظر تناقض، ضعف استدلال یا نقاط نیازمند بررسی به چالش بکشد.
در همین مرحله، مرز رسمی انسان حفظ میشود:
AI میتواند گزینهها، سناریوها، ریسکها و Trade-offهای مختلف را بررسی و منطق تصمیم را به چالش بکشد؛ اما تصمیم نهایی مستقیماً انسانی باقی میماند.
میتواند پیشنویس اقدامها را پیشنهاد دهد؛ اما فعالکردن برنامه اقدام به انسان وابسته است.
میتواند فاصله میان آنچه انتظار میرفت و آنچه در واقعیت رخ داده را تحلیل کند و تبیینهای متفاوت را برای بازبینی مطرح سازد؛ اما پیامد رسمی را ایجاد یا تعیین نمیکند.
میتواند از مسیر طیشده یک یادگیری پیشنهادی استخراج کند؛ اما تبدیل آن به یادگیری رسمی نیازمند پذیرش انسانی است.
در سراسر این چرخه، سه اصل ثابت میمانند: خروجی AI باید تا حد ممکن به زمینه و مبنای خود متصل بماند، عدمقطعیت نباید پنهان شود و ادامه مسیر نباید فقط به در دسترسبودن AI وابسته باشد.
AI همچنین اجازه ندارد برای خود یا دیگران دسترسی ایجاد کند، تصمیم رسمی بگیرد، خروجی خود را خودکار به رکورد معتبر تبدیل کند، Workflow را مستقلاً جلو ببرد یا اقدامی بیرونی را بدون اختیار لازم اجرا کند.
AI میدان تحلیل را گسترش میدهد؛ اما ساختار، اختیار و مسئولیت رسمی همچنان تحت کنترل سیستم و انسان باقی میماند.
در بسیاری از سازمانها، تصمیم نهایی باقی میماند اما با گذشت زمان بخش مهمی از مسیر رسیدن به آن محو میشود: چه اطلاعاتی در دسترس بود، مسئله چگونه فهمیده شد، چه فرضهایی مطرح بودند و چرا یک مسیر بر گزینههای دیگر ترجیح داده شد.
Menorad OS این پیوستگی را در سراسر چرخه حفظ میکند:
به این ترتیب، تصمیم یک رکورد جداافتاده نیست. میتوان به مسیر آن بازگشت و دید:
قابلیت ردیابی (Traceability) ارتباط میان این اجزا را حفظ میکند. در کنار آن، منشأ و سابقه (Provenance) کمک میکند مشخص باشد یک اطلاعات، تحلیل یا خروجی از کجا آمده و در چه زمینهای وارد پرونده شده است.
این دو مفهوم به معنی اثبات حقیقت نیستند. قابلردیابیبودن یک اطلاعات نشان میدهد از کجا آمده و چگونه در مسیر استفاده شده است؛ نه اینکه الزاماً درست یا قطعی است.
همین محدودیت درباره پیامد نیز وجود دارد. اتصال یک تصمیم به برنامه اقدام و سپس به یک پیامد، رابطه علّی را بهخودیخود اثبات نمیکند. این پیوند امکان بازبینی منظم را فراهم میکند تا سازمان بتواند رابطه میان آنچه میدانست، آنچه تصمیم گرفت، آنچه انجام داد و آنچه رخ داد را بررسی کند.
Cycle Trace مرحله هشتمی در مسیر کاربر نیست؛ نمایی پیوسته از همین ارتباطات است که امکان مرور کل پرونده را از مسئله تا یادگیری فراهم میکند.
ارزش این قابلیت در حفظ حافظه تصمیم است: اینکه سازمان فقط نداند چه تصمیمی گرفته شد، بلکه بتواند بعداً بفهمد آن تصمیم چگونه شکل گرفت و پس از آن چه اتفاقی افتاد.
Menorad OS بر این اصل بنا شده است که AI لایه کمککننده به تحلیل باشد، نه شرط لازم برای ادامه چرخه و نه مرجع نهایی برای تعیین معنای رسمی پرونده.
به همین دلیل، دو نوع محافظت در مسیر محصول وجود دارد:
هرجا خروجی AI قرار است بر معنای رسمی پرونده اثر بگذارد، عبور مستقیم و خودکار مجاز نیست.
در فرمولبندی، خروجی AI ابتدا یک پیشنهاد است؛ بازبینی انسانی (Human Review) و پذیرش انسانی (Human Adoption) از یکدیگر جدا میمانند.
در مرحله تصمیم، اختیار نهایی مستقیماً در اختیار انسان است.
در برنامه اقدام، AI میتواند پیشنویس ارائه دهد، اما فعالسازی انسانی باقی میماند.
در یادگیری نیز یک پیشنهاد AI تا زمانی که انسان آن را نپذیرفته، به یادگیری رسمی تبدیل نمیشود.
اگر AI یا Provider در دسترس نباشد، اجرای AI با خطا مواجه شود یا کاربر خروجی آن را برای ادامه مسیر مناسب نداند، ساختار اصلی مسئله تا یادگیری نباید به AI وابسته بماند.
مسیر باید بتواند بهصورت انسانی ادامه پیدا کند؛ بدون اینکه سیستم برای جبران نبود AI، خروجیای را خودکار بپذیرد، مرحلهای را بدون اختیار لازم جلو ببرد یا تصمیمی را بهجای کاربر ثبت کند.
این موضوع فقط یک سازوکار پشتیبان فنی نیست. بخشی از منطق حاکمیتی Menorad OS است: کمک AI باید قابل استفاده باشد، اما اختیار انسان و امکان ادامه فرایند نباید به حضور یک مدل یا Provider وابسته شود.
در نتیجه، خطا یا نبود AI نباید مرزهای رسمی محصول را تغییر دهد. همان تفکیک میان اطلاعات، فرمولبندی، تصمیم، اقدام، پیامد و یادگیری باقی میماند و مسئولیت انسانی نیز حفظ میشود.
وجود مسیر انسانی جایگزین به این معنا نیست که Menorad OS هیچ وابستگی فنی به Providerها ندارد یا دسترسپذیری بدون وقفه را تضمین میکند. این مسیر فقط برای حفظ امکان ادامه فرایند بدون وابستگی تصمیم و اختیار رسمی به خروجی AI طراحی شده است.
اگر میخواهید ببینید این منطق در عمل چگونه به یک تجربه واقعی محصول تبدیل شده است، قدم بعدی درخواست دمو است.
پیش از دمو، زمینه کلی مسئله و تناسب Menorad OS با نیاز سازمان بررسی میشود. سپس میتوانید مسیر محصول را از تعریف مسئله تا اطلاعات، فهم، تصمیم، اقدام، پیامد و یادگیری مشاهده کنید و ببینید AI در کجا کمک میکند، اختیار انسان در کجا حفظ میشود و ارتباط میان مراحل چگونه قابلردیابی باقی میماند.
دمو بر مبنای قابلیتهای موجود و پذیرفتهشده نسخه قابل ارائه انجام میشود؛ نه قابلیتهای برنامهریزیشده یا بخشهایی که هنوز در حال توسعهاند.
اگر پس از این ارزیابی تناسب وجود داشته باشد، گفتوگو میتواند وارد مرحله بعدی مسیر تجاری و خرید شود.